تاریخ ، هنر و باستانشناسی قروه درجزین

پرویز محمدی

آرشیو سایت

آمار سایت

لینک های مفید


نثرها



موضوع قصه ها و غصه رزن در قصر پنهان چانوگرین و معبد الهه آفتا  
متن



چه قصه ها و چه افسانه که مردم در باره کوه چانوگرین نمی گفتند. می گفتند که زیر کوه چانوگرین شهری وجود دارد که کسی نتوانسه است به انتهای آن برود. برخی از پیر مردان تعریف می کردند که پدران آنها سعی کرده بوده اند که به زیر کوه بروند اما مشعل شان خاموش شده بوده است.و در ضمن با دیدن انبوه اسکلت و جمجمه انسانها ترس و هراس وجودشان را فرا گرفته بوده است و فرار را بر قرار ترجیح داده بوده اند.البته بعضی ها می گفتد که خیلی قدیمها عده ای رفته اند به قصری که در زیر کوه چانوگرین وجود دارد ،و دیگر هیچ وقت بر نگشته اند.

از قدیم رسم بود که مردم در بیست و یک ماه مبارک رمضان به زیارتگاه های که در منطقه وجود داشت می رفتند.و از جمله ما بچه ها هم پیاده راهی زیارتگاه ها می شدیم.یکی از آن زیارتگاه ها ،امامزاده چنگیر بود.وامام زاده قشنگی که در ضلع جنوبی و در پایین کوه در کنار یک چشمه کوچک واقع شده بود.

و ما بچه که بودیم طبق رسم پیشینیان به هنگام رفتن به زیارت به قله کوه چانوگرین رفته و آنگاه به سوی زیارتگاه سرازیر می گشتیم.از همان زمانها راهی که بر بالی کوه چانوگریم می رفت توجه مرا به خود جلب نمود. وبا توجه به افسانه بسیاری که در مورد وجود قصر و یا شهر در زیر کوه شنیده بودم،در ذهن خودم قصری را بر بالای کوه چانوگرین تجسم می نمودم که به وسیله راه مارپیچی پله پله می شد به آنجا راه یافت.

وجود انبوه سفالها در دامنه کوه ،تصویر قصر با شکوه در بالای کوه چانوگرین را در ذهنم واقعی تر و واضح تر می ساخت.

در ان زمان غاری را در ضلع جنوبی در بدنه کوه نشان می دادند و می گفتند که از این غار می شود به درون شهر زیر کوه رفت. و نی ز می گفتند که یک دیگر هم از پائین کوه به انجا وجود دارد.اما همه اینها به نظر دست نیافتنی و در میان انبوهی از تصورات و ابهامات گم گشته بود.

بالاخره در سال 1351 همراه معلم وارسته مان آقای حسن رابطی که یکی از عارفان و عالمان و یکی از بنده گان شیفته خداوند بود.، به اتفاق بچه های کلاسمان راهی کوه چانوگرین شدیم. در ان زمان به دهانه غاری رسیدیم و آقای رابطی گفت بچه ها ،چه کسی می خواهد بیاید برویم درون غار ؟

من حاضر شدم.

تا دهانه غار رفتیم.اما معلم بزرگوار نمی دانم چرا پشیمان گشت.ا اما من اغلب اوقات در خیالم به شهر و یا قصر زیر کوه چانوگرین می رفتم.

و باره ها به هنگام رفتن به زیارت کوه را بر انداز می کردم .تکه سفالهای اطراف آنرا بر داشته و بر انداز می کردم و به قصه های مردم چانوگرین در رابطه با قصر زیر کوه گوش فرا می دادم.

پس از سالها اندیشیدن.در سال 1363 دو باره به سوی کوه رفتم.و دو باره به کاوش در پیرامونش پرداختم.در ضلع شمالی کوه تپه باستانی کوچکی یافتم که آ تکه سفال بسیاری در آن پراکنده بود.

مردم چانوگرین می گفتند که آثاری که در هنگام شخم زدن زمین ها بدست می آید،و بخصوص در قبور قدیمی جهت انسانهای خاک شده رو به به شرق است.

و این نشان دهنده این است که مردم این منطقه در قبل از اسلام میعادگاه هشان در سوی شرق بوده است.و نیز از نشانه های که از آثار بدست آمده می دادند فاینگونه بر می آمد که در چانوگرین تمدن درخشانی در دوره ایلامی ها یعنی حدود 500 سال پیش وجود داشته است.

به خاطر علاقه ای که از کودکی به تریخ منطقه و یافتن ریشه اسامی روستا های منطقه داشتم،نام چانوگرین هم برای من جذبه معنی خاصی داشت.

شاید در سال های اول دبیرستان بود که تنهائی با موتور به زیارت امازاده چنگیر رفتم. از خودم پرسیدم چرا نام اینجا چنگیر است؟

به نظرم رسید که شاید در گذشته عارفی بوده است که چنگ می نواخته و در اینجا ماءوا داشته است.

شاید شاگران او به احترامش پس از مرگش این مقبره را برای او ساخته اند و این روستا هم ،نام چنگیر را به خودش گرفته است.

و در رابطه با نام چانوگرین هم نظر این بود که شاید در این روستا هم اغلب شاعر و چنگ نواز بوده اند.و به همین دلیل نام این روستا شده است (چنگیران)

که بر اثر استعمال زیاد به صورت چانوگرین در امده است.

به هر حال.در سال 1373 دو ست وارسته ام و شاعرم جناب آقای جهانگیر طاهری
فتوانسته بود به زیر کوه چانوگرین برود.و اطلاعات خوبی به بنده در این مورد دادند.و در سال 1374 با کمک و پشتیبانی فرماندار بزرگوار وقت رزن مرحوم مهندی بویاقچیان و نیز همراهی و مدد جناب آقای سلطانی از فرمانداری رزن،به همراه یاوران همیشه گیم دبیر ان و نویسندگان بزرگوار آقایان جهانگیر طاهری و محسن وثاقتی با کمترین امکانات راهی قصه های گم گشته در زیرکوه چانوگرین شدیم.

در بالای روستای وسمق ،دهانه چاهی بود که با سنگ آسیاب پوشیده شده بود.دهانه چاه حدود یک متر بود و عمق آن حدود 20 متر من بدودن طناب وارد چاه شدم. و بقیه دوستان هم بعد از بنده وارد شدند.

یک فضای 10 متری به ارتفاع 2 متری در آنجا وجود داشت. و در وسط این سالن یک چاه دیگر وجود داشت.باز هم از آنجا رفتیم پائین.و به یک سالن دیگر رسیدیم.و در این سالن دو راه وجود داشت.که تنها به صورت خیزیده می شد وارد انها شدو من وارد شدم.پس از طی چندین متر به فضای بازی رسیدم.

و بعد دالانها و راه های متعدد در برابر ما ظاهر گشتند.ما سه ساعت از راه ها و دالاهای متعدد عبور می کردیم. انگار قرنها از زمین دور گشته ایم و انگار در میا قصه های دور گم گشته ایم.حالات عجیبی به ما دست داده بود.ما از درد و رنج زمانه رها گشته بودیم.

اما چیز ی که ما را آزرده ساخت این بود که قبل از ما گروهی با ر ها و بارها بدانجا قدم نهاده بودند.در آنجا حفاری نموده بودند. وانبوه سفالهای شکسته دل آدمی را می آزرد.خدا می داند که چه آثار ارزشمندی از آنجا به یقما رفته بود. و نیز بسیاری از ظروه سفالی که می توانستند به شناختن تاریخ منطقه و حتی ایران کمک کنند ،شکسته شده و نابود گشته بودند.و حتی در برخی جاها گویا با دستگاه ها ئی که داشته اند به درب های سنگی مخفی و اتاقهای مخفی هم دست یافته بودند. و درون اتاقهائی که درب آنها مخفی و از سنگ بوده هم دست یافته بودند.ما یک درب سنگی مشاهده نمودیم که در وسط آنسوراخی وجود داشت.و تشخیص اید درب از دیواره کوه غیر ممکن بود.و این نشان می داد که خلافکاران به دستگاه فلز یاب مجهز بوده اند.

با توجه به سفالهای موجود در آنجا و ضعیت آنجا ،بنده در آن زمان نام انجا معبد آناهیتا نامگذاری نمودم. چرا که در زیر کوه در اطراف چشمه ای در زیر کوه می جوشید.سکوئی وجود داشت. که می توانست برای اجرای مراسم عبادت آلهه ی آب باشد. و نیز نوع سفالها ی موجود در انجا به نظر بنده به دوره پارتی ها نزدیک بود.

اما نکته جالبی که وجود داشت این بود که آثار موجود در آنجا با روایتهای محلی بخصوص با روایت حکیم نیکو مرحوم میرزا خیرالله همخوانی داشت.

میرزا خیرالله که یک برزگر بود.و بنده افتخار این را داشتم که از محضر ایشان بهره ببرم.،دارای اندیشه قوی بود و اطلاعات بسیاری در مورد طوایف و اقوام و تاریخ منطقه داشت.

اشان می فرمودند که آبی که از یر کوه چانوگرین می آید توسط وزیر فریدون ایجاد شده است.

او می گفت که وزیر فریدون که مهندسی بی بدیل بوده است ،یک چشم بوده است.
وآب چانوگرین تا به مرکز درگزین جاری می شده است. نظر میرزا خیرالله این بود که قبر برخی از سلاطین نیز در چانوگرین می باشد.

چانوگرین و وسمق روستای دلنشینی بودند با مردمانی پاک.شاعر معاصر خانم وسمقی از این روستا می باشند.و نیز دوست نویسنده و روزنامه نگار م جناب آقای جلیل اکبری صحت هم از آنجایند.

یکی از علمای مشهور دوره مرحوم نائینی هم اهل چانوگرین می باشند.

شیخ ابوالقاسم ابن ملا طاهر شاهنجرینی از علمای برجسته بودند که پس از تحصیل علوم مقدماتی در منطقه درگزین به نجب اشرف رفتند و مدت هشت سال از محضر علمای بزرگی چون آیت الله نائینی بهره جستند.و سالها در مدرسه زنگنه همدان تدریس می نمودند.و تالیفات ارزشمندی دارند.

از چانوگرین اساتید زیادی بر خاسته اند.و بر خواهند خاست.

ولی مسئله بسیار بسیار مهمی که در مورد چانوگرین وجود دارد این است که دلسوزان ومومنان و فرهیخته گان و مسئولان منطقه هر چه زود تر باید این اثر را به ثبت برسانند. و از نابودی آن جلو گیری نمایند.شاید این اثر کلید گم شده بخش مهمی از تاریخ ما باشد.یک ملت وقتی سرفراز خواهد بود که خویش را و تاریخ و گذشته خویش را بشناسد و آنرا بشناساند.

با بها دادن به اینگونه آثار است که می توانیم ادعا داشته باشیم که ما ملتی با هویت هستیم. و هویت خویش را ارج می نهیم.و نمی گذاریم از بین بروند.در برخی از کشور یک بنای صد ساله را احیا نموده و روی آن تبلیغ می نمایند و علاقه مندان را از کشور های مختلف به سوی خویش می کشانند.
ما که آثار با ارزش و حتی منحصر بفرد هزاران ساله داریم،سر در میان برف کرده ایم و تنها دچار خود ستائی های بیهوده گشته ایم و با دست خویش تیشه به ریشه خویش می زنیم و نام خود را ملتی متمدن و باستانی می گذاریم.

منطقه باستانی درگزین هر گوشه اش آثار ارزشمندی را در خویش نهفته دارد.

بیائید به خاطر خدا به خود آئیم و به حفظ و معرفی آثار پر افتخار خویش بپردازیم.و با احیا هنرها ی مختلف و با معرفی آثار خویش ،منطقه را به تعالی برسانیم .



یکی از بناهای زیبا در چانوگرین که عکس آنرا پسر خواهر هنرمندم و جستجوگرم جناب آقای صالح معصومی اخیرا گرفته و برای بنده فرستاده اند.از

ایشان سپاسگزارم





تصویری از دریاچه چانوگرین



پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) link جمعه، 8 تير، 1386 -
 
تاریخ 30/6/2007 03:59:33  
نویسنده پرویز محمدی نظرات 0
     
موضوع نامی که خواهد درخشید. علامعلی خان قراگوزلو ، آخرین خان  
متن
از نیمه شب مدتی گذشته است.آسمان را نگاه می کنم ،ماه چه زیبا می درخشد.و خنکای رودخانه ای که از نزدیک ما می گذرد و نیز خنکای درختان انبوه پرشاخه وبرگ و جنگل ها،جسم و جانم را آرامش می بخشند.روز یکشنبه تلخ وشیرینی داشتم.با عزیزانم صحبت نمودم.و اما یک خبر که توسط دوست وارسته و همدیاری خبرنگارم جناب اقای محمد طاهری،برای بنده نوشته شده بود.اندیشه و روحم را بال بخشید و امیدهای بسیاری رادر دل من زنده ساخت.ایشان نوشته بودند. که آخرین خان والامقام قروه درجزین ،جناب آقای غلامعلی خان قراگولو،باغ و قلعه بزرگ خویش را به اموزش عالی بخشیده است. و قرار است در ان باغ دانشگاه و هنرستان ساخته شود.از شادی و شوق دست به دعا بر داشتم و خداوند متعال را شکر نمودم.و برای طایفه بزرگ و جلیل قرارگوزلو که نقش بسیار مهمی در حفظ کیان کشور و در گسترش عشق به اهل بیت و گسترش علم و ادب ،داشته اند،دعا کردم.

بنده در نوشته های پیشینم به نقش مهم طایفه با شکوه قراگوزلو ها در دوره های مختلف تاریخی از حدود هشت صد سال پیش تا کنون اشاره نموده ام.
آنگونه که از نو شته های تاریخی بر می آید،قراگوزلوها دوازده تیره و قبیله و ایماق و طایفه عظیمی بودند که در شامات ساکن بودند.آنا به رشادت و شجاعت و سخاوت مشهور بودند.این دوازده طایفه در زمان تیمور و برای حفظ سرزمین ایران و کیان اسلام به دستور تیمور خان و در رکاب ایشان به منطقه درگزین امدند. وهمانگونه که پیش از این به عرض رسیده است.منطقه در گزین در ان زمان شامل بخش مهمی از مناطق همدان می گشت. وبنا به قول مرحوم میرزا ابولقاسم ابن میرزامحمد منجم وهنده ای سردرودی ،که به معلم ثالث مشهور بودند.،زمانی منطقه درگزین همدان نامیده می شد.و زمانی درگزین شامل بخش هانی از رو ستاهای استان مرکزی از جمله وفس و کمیجان نوبران و غرق آباد و یاتان وسامان و قارلیق و بخش مهمی از کوه های خرقان و منطقه سردرو و اوج و آبگرم و ..می شده است.

مرحوم میرزا ابولقاسم ابن محمد منجم وهنده ای سردرودی در مورد مهاجرت و سکونت طایفه جلیل قراگوزلو در منطقه درگزین می فرمایند،.

ندما و وزرای تیمور عرض نمودند که خوب است که مقرر فرمایند این دوازده ایماق را نیز از این بلدان،یعنی از شامات،کوچ داده به ایران بروند و در انجا به حفظ و حراست هر ولایتی که سزاوار دانند ،مامور فرمایند.که براستی و دوستی از عهده بر می آیند.این عرض برای مبارک پسند امده فرمان جهان مطاع صادر گردید.که این ایل جلیل قراگوزلو در رکاب ظفر انتساب به ایران امده ،ساگن گردند.

و همیشه اوقات خویش را در رکاب هر یک از سلاطین به جانبازی به سر برده اند.و همیشه معززا و محترما بنوازشات شاهانه ایام گذرانیده اند.به جهت اینکه هوای همدان معتدل و به جهت کشت و مزارع و مراتع از ولایت دیگر بهتر دانسته اند.،در بیرون شهر بلوکی که در سردرود و درجزین که قدیم و لایت همدان در انجا بوده است.هر گاه در سند و حجتی و یا کتابی از قدیم به اسم درگزین مشاهده فرمایند،غرض از شهر همدان بوده.نه این شهر همدان که الان در دامان الوند است.که مربوط به اروند است.به جهت اینکه اروند ابن نوح در قلعه آن کوه مدفون است.

اینجانب قبلا نیز بر اساس برخی از نوشته های تاریخی به این موضوع اشاره نموده بودم که گویا در قدیم منظور از همدان همان منطقه درگزین بوده است.هر چند که در یاقوت حموی در معجم البلدان ،درگزین را جزئی از اقلیم اعلم می داند.و وابوالقاسم ناصر ابن علی الدرکزینی و زیر سلطان محمود ابن السلطان محمدالسلجوقی را به درگزین نسبت می دهد. و در همان دوره ما شاهد این هستیم که از منطقه درگزین پنج وزیر بر می خیزد. و این مهم به ما نشان میدهد که از قرنها قبل منطقه درگزین از نظر فرهنگی و علمی و سیاسی شرایطی را داشته است که باعث می گذشته است که در این منطقه مردمی کاردان و سیاستمدار و با تدبیر رشد یافته و ببالند و پادشاهان هم بر اساس معیار های خویش وزرای خویش را از این منطقه بر می گزیده اند.

اما نکته حائز اهمیت تر ایه است که از منطقه درگزین از ان دوره تا دوره پهلوی وزرا ی بسیاری بر خاسته اند.

و در دوره قاجار قراگوزلو ها نقش اساسی و مهمی را در حکومت داشتند.بعضا از بزرگان این طایفه با شاهزادگان قاجار وصلت نموده ند.از جمله علی خان نصرت الملک دختر فتحعلی شاه را به همسری گرفت و در باره مراسم عروسی هنز هم داستانهای شگفتی نسل به نسل نقل می گردد. که چقدر این عروسی با شکوه برگزار گشته بوده است.

امیر افخم جد بزرگ غلامعلی خان قراگوزلو آخرین خان قروه درجزین نیز دختر مظفرالدین شاه به عقد فرزند خود در اورد.

حسام الملک .

حسین خان حسامالملک والی کرمانشاه وهمدان بود.او مشهور به امیر بزرگ بود.فرزند نصرت الملک قراگوزلو بود.که مادرش شاهزاده خانم بودند.نصرت الملم همچو پدر خویش مرحوم رستم خان قراگوزلو مردی دلاور و رشید بودند و در بسیاری از جنگها با دشمنان ایران شرکت داشته اند.و در همه این نبرد ها از خود دلاوریها و رشادتهای بسیار نشان داده بودند.در واقعه جنگ ایران و انگلس در بوشهر با انگلیسی ها وارد جنگ شده و آنان را چندین بار وادار به عقب نشینی نمود.

مادر نصرت ملک و یا همسر علی خان قراگوزلو که دختر فتحعلی شاه بودند.بانوئی بودند نیکو کار و اهل شعر و ادب و به مکه مکرمه مشرف گشته بود. و تقریبا هر سال به زیارت عتبات عالیه مشسرف می گشتند. اصولا قراگوزلو ها ارادات خاصی به اعمه اطهار داشتند و و بیشتر بزرگان قراگوزلوها در جوار بارگاه مبارک امام حسین ع و یا حضرت علی ع سلام آرمیده اند. و در کربلای معلا و نجف اشرف قراگوزلو ها مزارگاه ویژه خود را داشته اند که همیشه یک خدمت کار و یک قاری قرآن در انجا مشغرل به خدمت و قراعت قرآن بودند.
حسین خان حسامالملک فرزند علی خان ابن رستم خان قراگوزلو از طرف پدری به طایفه عارف بزرک مجذوبعلی شاه گبوتر آهنگی که یکی از عرفا و علمای مشهور زمان خویش بود تعلق داشتند و از طرف مادری هم به خاقان مغفور فتحعلی شاه. و برای همین حسام الملک هم در علم و و هم در دین و عرفان و نیز در ودلاوری و اصالت ویژه گی های منحصر به فردی داشتند.

امیر افخم..

امیر افخم و یا حسام الملک دوم،نامش زین العابدین بود و لقبش امیر افخم. معمرین و بزرگان قروه هنز هم نام امیر افخم را با افتخار به زبان می اورند.ایمر افخم مردی بزرگ منش و سخاوتنمد و گشاده دست بود.در زمان ایشان بسیاری از طایفه قراگوزلو از منطقه درگزین بابانظر و دمق به نزدیکی همدان یعنی شورین کنونی مهاجرت نموند. و در انجا شهری را بنا نمدند که اعتبار و منزلت ویژه ای یافت.که شاهزاده خانمها را در خود جای داد.شورین کنونی بنا به قولی تا زمان امیر افخم ویران بوده است. و گروهی از ارمنی ها در کنار چمه های انجا با چادر نشینی و دامداری گذران زندگی می کردند. که در زمان امیر افخم بزرگان قراگوزلو کاخها و قلعه های با شکوهی هر کدام برای خویش ساختند.

امیر افخم دختر مظفرالدین شاه به نام قمرالسلطنه را برای پسرش خواستگاری نمود. نام پسر امیر افخم ،احتشام الملک بود. امر افخم دختر پادشاه را با جلال و شکوه کم نظیری به شورین آورد.

برخی از بزرگان قراگوزلو...
بهائ الملک در سال حدود 1303 عهده دار وزارت دارائی بود. و در سال 1335 هجری در کابینه قوام السلطنه به وزارت دادگستری منصوب گشت.

ایشان یکی از نویسندگان و مترجمان زبر دست بودند که یکی از کارهای ایشان ترجمه اثری از مونتسکیو می باشد بنام بلندی و پستی و یا فراز و نشیب کار رومینا است.

حسینعلی فرمند قراگوزلو ملقب به ضیاء الملک دوم.ایشان در سال 1330 دو نوبت به وزارت کشاورزی منصوب گشت.

اعتمادالدوله...

اعتمادالدوله قراگوزلو فرزند بهاءالملک دوم که از رجال معروف بودند،در سال 1308 به وزارت فرهنگ منصوب گشت. در دوره ایشان قانون اعزام دانشجر به جارج به تصویب رسید.و 400 نفر دانشجر به کشورهای اروپائی اغعزام نمود.

اعتمادالسلطنه مردی تحصیل کرده بود.ایشان به زبانهای فرانسوی انگلیسی و روسی تبحر داشت.


ناصرالملک...

ابولقاسم ناصرالملک قراگوزلو،در سال 1275 هجری قمری تو لد یافت. او پس از طی نمودن مراحل تحصیل در علم دینی و مدرن. در دانشگاه اکسفورد تحصیلات خود را به پایان رساند و از امپراطوری انگلستان نشان بالای علمی دریافت نمود.ایشان چندین اثر مهم از انگلیسی به فارسی ترجمه نموده اند. و در سال 1325 حدودا 100 سال قبل در آغاز مشروطیت به مقام نخست وزیری منصوب گشت.

آنچه که آمد جزء بسیار کوچکی است از طایفه بزرگ و ارزشمند قراگوزلو.امید است بزرگان و وارسته گان این طایفه از جمله استاد بزرگوارم دکتر پرویز قراگوزلو و دکتر فرهمند قراگوزلو و بسیاری از سروران دیگر قراگوزلو هر کدام به نوعی به این مهم بپردازند.

اینجانب در سال 1371 با جناب آقای غلامعلی خان قراگوزلو آخرین خان قروه درجزین تماس گرفتم. به ایشان عرض کردم که سالهاست در مورد منطقه درگزین تحقیق می کنم. و تاریخ منطقه درگزین حدود هفت صدسال با قراگوزلو ها مرتبط گشته است. و از ایشان به عنوان آخرین خان قروه خواستم که زمان ملاقاتی به بنده بدهند . اما ایشان فرمودند که بهتر با جناب آقای علی امری قراگوزلو تماس بگیرم.چرا که آقای علی امیری قراگوز اطلاعات بسیاری در مورد تاریخ قراگوزلو دارند.و بدینگونه آشنائی بنده بااستاد بزرگوار و مرد وارسته و شریف آقای ا علی امیری قراگوزلو،آغاز گشت.از محضر ایشان بسیار بهره جسته ام.و همیشه دعاگویشان هستم.

دیروز 5 فروردین 1386 با ایشان تماس گرفتم. و عرض ادب و عرض ارادت خدمتشان نمودم.و احوال جناب آقای غلامعلی خان قراگوزلو را از ایشان جو یا شدم.ایشان فرمودند که خان قراگوزلو متاسفانه بیمار هسند.خداوند ایشان را شفا دهاد.و ایشان را در هر دو جهان مرتبه معنوی ببخشد.از دوست شریفم جناب آقای محمد طاهری بسیار سپاسگزارم که خبر خوشی را به بنده دادند. امید است که حق تعالی نسل جوان منطقه درگزین را در جهت علم و معنویت و معرفت و دین و ایمان روز به روز به مراحل بالائی برساند.

از هنرمند جوان و همدیارم جناب آقای ابولفضل نوشاد عکاس و نوازنده گیتار به خاطر قرار دادن چند عکس منحصر به فرد از میدان قدیمی قروه و قلعه قدیمی قروه درجزین در وبلاگ خویش ،بسیار بسیار سپاسگزارم. و از نویسند ه و محقق جوان آقای امیر قمری مجمد به خاطر نوشتن مطلبی در باره قلعه قروه درجزین قدردانی می نمایم.




پيام هاي ديگران ( 1 نظر ) link دوشنبه، 7 خرداد، 1386 - parviz mohammadi
 
تاریخ 30/6/2007 03:44:22  
نویسنده پرویز محمدی نظرات 4
     
    بعدی

 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------------------------------